تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

601

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

لسان منبثّ مىباشد و طعوم را به واسطهء رطوبت لعابيه‌اى كه از معده به غدد زير زبان آمده و خودش طعم ندارد و به وسيلهء غذا به طعم متكيف مىشود ، درك مىنمايد . اينكه در متن گفته شده است : « و الذوق باللسان تمّ » به وساطت رطوبت لعابيه اشاره است ؛ زيرا آن رطوبت از لحم غددى كه نام آن ملعبه است و تحت لسان و در اصول لسان هست منبعث مىشود . دو عصبى كه مانند دو دكمهء پستان هستند براى شمّ است ؛ زيرا شمّ قوه‌اى است كه در دو عصب زايد كه از مقدّم مغز سر روييده‌اند و چنان كه گفتيم : مثل دو دكمهء پستان مىباشند ، گذاشته شده است كه روايح را به واسطهء وصول هواى متكيف به روايح درك مىنمايد . سمع قوه‌اى است در استخوانى كه در گوش بوده و روى آن استخوان ، پردهء نازك لطيفى مانند پردهء طبل كشيده شده است . اصوات باعث تموج هوا گشته و وقتى موج هوا به پرده رسيد آن را به اهتزاز در آورده و سپس قوه‌اى كه در استخوان پشت پرده است اصوات را درك مىكند . البته معناى درك اصوات درك خود صوتى كه از دهان خارج مىشود نيست ، بلكه چنان كه گفتيم آن صوت هوا را به حركت درآورده و تموج هوا پرده را به اهتزاز درمىآورد و قوه‌اى كه در استخوان پشت پرده هست از اين اهتزاز متأثر مىگردد . تموج هوا از قرع و قلع عنيف حاصل مىشود ، يعنى وقتى چيزى را با زور و غلبه داخل چيزى نموده يا از آن خارج نمايند باعث تموج هوا مىگردد . و اما بصر قوه‌اى است به وديعت نهاده شده در محل تلاقى دو عصب مجوّفى كه از باطن دو بطن مقدم مغز سر روييده‌اند . و آنكه از طرف راست روييده به طرف چپ و آنكه از طرف چپ روييده به طرف راست ميل پيدا نموده است تا اينكه با يكديگر به صورت تقاطع صليبى مانند اين شكل ( x ) التقا پيدا نموده‌اند و سپس از آنكه از طرف راست روييده تا حدقهء راست و آنكه از طرف چپ روييده تا حدقهء چپ امتداد پيدا نموده است و سر هر كدام مانند سر قيف يا شيپور از وسط كاسهء چشم بيرون آمده